پنج ماهگی
عسل شیرینم پنج ماه تموم شد مثل برق و باد گذشت و توی این مدت تو اینقدر شیرین و آروم بودی که غیر از شادی و هیجان چیز دیگه ای توی این مدت از توی خونه بودن نصیبم نشد ... مامان چند وقته دیگه باید بره سره کار ... هم خوشحاله که دلش برای اداره رفتن تنگ شده هم غمگینه چون تو رو باید بزاره مهد !! میدونم پسر خوبی هستی و مثل همیشه با همه چیز کنار میای .. در حال حاضر در جستجوی یک مهد خوب و نزدیک اداره هستم اما این روزهای تو ... وزن تو پایان پنج ماهگی ٧٢٠٠ و قدت ٦٦ بود از پنج ماهگی غذای کمکی و برات شروع کردیم چون رفلکس معده داشتی و دکتر گفت با شروع غذای کمکی معده ات زودتر سفت میشه و کمتر استفراغ میکنی خیلی خوش اخلاقی و خوش خنده منتظری کسی ب...
نویسنده :
مامان عاطفه
15:58










